از
وقتی که از بچه های خوابگاه خبرش را شنیدم تا حالا، در میان نوشتن و ننوشتن این
پست سرگردانم. از طرفی امتحان های پایان ترم نمی گذارد بنویسم، واز آن طرف این فکر
لعنتی نمی گذارد درس بخوانم:
این
ها را به اختصار می نویسم تا لااقل فکرم راحت شود.
1)
این اتفاق
بیشتر از اینکه یک اتفاق غیر اخلاقی باشد. یک برد تمدنی برای غرب است.و نقطه
اوج یک فتح. فتحی که از مدت ها قبل، همان وقتی که گلیشفته فراهانی عزم آن طرف
کرد برنامه ریزی شده بود:
فتح زن ایرانی! در مقام نماد.
(یادم
است دکتر حسن عباسی همان زمان ها به این طراحی اشاره کرده بود و از قبل ترش هشدار
داده بود).
گلشیفته قبل از این که یک فرد باشد، معتقد یا غیر معتقد، خوب یا بد، یک ایرانی
است. هر روز دختران ایرانی
زیادی متاسفانه و صد بار متاسفانه شرف خودشان را زیرپای برهنگی شان له می کند. هیچ کدامشان این قدر مهم نمی شوند. چرا؟
بازیگر بخاطر شهرتش، به خاطر محبوبیتش و به
خاطر همه ی آن تصویر هایی که فیلم های قبلی اش در ایران، از او در ذهن ما ایجاد
کرده و خیلی چیزهای دیگر می تواند "نماد" باشد.
این همه سر صدای رسانه ای حاصل از این عمل گواه خوبی بر این مدعاست.
"
زن ایرانی در بستر مرد غربی"
"زن
ایرانی ای که برهنگی اش را در جهان فریاد می کند"
و
اتفاقات بدتری که بعد ازاین باید منتظرش باشیم همه و همه ضربات مهلکی ست بر پیکره
هویت ایرانی اسلامی.
2)
اثرات این
عمل چیست؟
اولا خود خبر در نازل ترین سطحش حربه ایست جذاب
و البته بسیار موثر برای یک نگاه دیگر مردان به اندام زنانه! مردانی که شاید حجب و
حیایشان اجازه ی این کار را در حالت عادی ندهد.
آسیب
پذیرترین کسانی که هدف قرار گرفته اند نوجوانان اند. خودم چه بسیار شاهد بودم که
عکس های بانو یانگوم ابتدا بالباس و کم کم با لباس ها کمتر! اولین تجربه
های عکس دیدن بچه پسر های راهنمایی اطرافم را رقم می زد. و بعد بانو
سوسانو و بعدتر... و این قصه همین طور ادامه دارد. این قدم های کوچک و بظاهر
بی ارزش وارد شدن در فضایی ست بسیار جذاب و تحریک کننده، و در یک نگاه شبکه ای
مرتبط با همه آسیب های جنسی و اخلاقی روز جوانان، مثل دوستی های دختر پسر، مسئله ی
حجاب، سکس و... .
مهم ترین سدی که برای
ورود به این مرداب وجود دارد حیاست و حیا آهسته آهسته و قدم به قدم
از میان می رود نه دفعی: ولا تتبعوا خطوات الشیطان.
آنهایی که فکر اضمحال
هویت اسلامی ما را در سر دارند چه خوب جایی را نشانه رفته اند.
3)
اثر بعدی
هویتی ست:
گلشیفته الگوی محبوبی برای بسیاری از نوجوانان و جوانان ایرانی بود.
خصوصا دخترها، واین عمل او حداقل اثرش در این مسئله این است که قبح عملی قبیح را
می شکند. اثر روانی این مسئله برای علمای روانشناسی آنقدر واضح است که امری بدیهی تلقی
می شود. اولین کسی که خط را آنهم خطی به این پر رنگی را می شکند ذهن بقیه را برای
پذیرش آن و اقدام به آن عمل مهیا تر می کند. حال چه بهتر که آن فرد از شهرت و
محبوبیتی نیز برخوردار بوده باشد...
4)
از سویی
دیگر این طراحی را می توان پاسخی به فضایی که اسلام در غرب ایجاد نموده و جذب هایی
که انجام داده دانست. چه بسیار دختران و بانوانی که در سایه اسلام خواهی مردم در
کشورهای غربی از برهنگی نجات یافته و در سایه امن حجاب جای گرفته اند. این عملِ
تقابلی، از همان خشمی نشات می گیرد که حجاب را ابتدا در فرانسه!(همان کشوری که در
آن گل شیفته خودشیفتگی اش گل کرد) و سپس در کشور های آزادی خواهِ! دیگرِ غربی برای
دختران دانش آموز و دانشجو ممنوع کرد.
5)
چه باید
کرد؟
دو راه حل به ذهنم می رسد اولی تربیتی و سلبی و
دومی رسانه ای-تبلیغاتی و ایجابی است:
اول:
ترویج تقوای حضور.
دکتر
خسرو باقری، استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران در مقاله ای با عنوان "چالش
های تربیت دینی در قرن 21" اصلی ترین چالشی که تربیت دینی با
آن مواجه است را "ساختار شکنی" می داند، که در آن مرز ها و تقابل ها از
میان برداشته می شود. از جمله دوگانه های رنگ باخته در این ساختار شکنی ساختار "دور/
نزدیک"
و "ممنوع/
مجاز"
است. در اولی مرز های مکانی و زمانی از بین می رود. خبر عملی در آن سوی جهان در
ثانیه ای به آن سوی کره زمین می رسد. و در دومی مرز های اخلاقی در هم می شکند. مرزهایی
که "تربیت"
و "دین"
برای هدایت عمل انسان بر آنها متکی است به راحتی در خلوتِ فرد از طریق موبایل،
کامپیوتر و هر رسانه دیگری می تواند شکسته شود.
توضیح
مفصل مسئله و راه حل هایش در اصل مقاله حاضر است که توصیه می کنم حتما بخوانیدش.
یکی از راه حل های تبیین شده در مقاله تقوای حضور است. در تقوای حضور مرز "مکانتی" به
عنوان جایگزین مرزهای "مکانی"
و "زمانی"
و مرز "ممنوع/مجاز"
مورد تاکید است، به این معنی که فرد، نفس خود را ارجمندتر از آن می بیند که
به هر کاری دست زند به هر چیزی نگاه کند و...
دوم:
ترویج خود "یافتگی"
ها در کنار این خود "باختگی"!
شناساندن
و تبلیغ عمل، و همت بلند دختران و زنانی که از ذلت برهنگی زن در آمده اندو عزیز گشته
اند. متاسفانه رسانه ملی ما و رسانه های مکتوبمان هیچ فعالیت قابل دفاعی در مورد
نشان دادن واقعیت موجود سیلی که از انحطاط اخلاقی غربی به دامن عفت اسلامی پناه
آورده اند، ندارند. و چه جالب است که درصد قابل توجهی از مسلمان شدگان اروپا و
آمریکا را زنان تشکیل می دهند وعلت آن همین پناه جویی است.
طرح
این مسئله و کار رسانه روی آن باید طوری باشد که در کنار هر گلشیفته ی خود به خراج
گذاشته صد گلِ شکفته در بستر تمدن اسلامی در ذهن مخاطب تداعی شود. نشان دادن واقعیت
موجود حداقل کار ممکن است. کار تبلیغی و یارگیری از خانم ها هنر پیشه و مشهور غربی
در جریان سازی علیه این اقدامات پیش کش. (یادمان باشد خبر مسلمان شدن کاکا بازیکن
برزیلی و موارد مشابه دیگر برای نوجوانان ما چقدر هویت ساز بود.)
-
در آخر
مشخصا پیشنهادم به برادرانی ست که هنری در مستند سازی دارند: به تصویر کشیدن سیر
خود "باختن"
گل شیفته در کنار خود "یافتن" دختران جوان آمریکایی و اروپایی می تواند قدری از این
جراحت بکاهد.
نوشته شده توسط : داود حسین پور